۲ خرداد ۱۳۹۸
صفحه اصلی / انگیزه / ۱۰ تفاوت مدیر و مهندس
۱۰ تفاوت مدیر و مهندس

۱۰ تفاوت مدیر و مهندس

ارسال در تلگرام ارسال در لینکدین جهت دانلود PDF مقاله وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل صوتی وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل اینفوگرافی وارد حساب کاربری خود شوید

۱۰ تفاوت مدیر و مهندس


این مطلب را به۳ دلیل می نویسم اولین دلیل مراجعاتی است که کارخانه ها و شرکتهای فنی دارند و معمولاً از توان مدیریتی مهندسان شکایت می کنند. یعنی افرادی که در سمت مهندس موفق بوده اند اما در پستهای مدیریتی نا موفق و ناتوان هستند. دوم، کارشناسان زیادی که از مدیران مهندس شان ناراضی هستند! و آنها را فاقد صلاحیت می دانند و سوم دانشجویان محترمی که در مقاطع کارشناسی، رشته های مهندسی خوانده اند و اکنون در مقاطع ارشد، رشته های مدیریتی نظیر فناوری اطلاعات، صنعتی و MBA  را برای تحصیل انتخاب کرده اند و در جستجوی تمایزهای مدیریت و مهندسی هستند و هوشمندانه می خواهند به شایستگی های مدیر دست پیدا کنند. اما تفاوتها……

اولین تفاوت- حقوق و دستمزد

بر اساس اطلاعات من، حقوق یک مهندس با حدود یک میلیون آغاز می شود در حالی که مدیران در بدو کار، ۲ یا ۳ برابر این در آمد را دریافت می کنند.  در ادامه این فاصله به شدت افزایش می یابد و هر چه به رده مدیریت ارشد می رسیم بین ۱۰ تا ۲۰ برابر می شود و یا حتی بر اساس توافق تعیین می شود یعنی محدودیتی ندارد. البته این تفاوت در آمد علت دارد که در بخش های بعد به آن می پردازیم. در کشور آمریکا، حقوق یک مهندس سالانه بین ۵۰ تا ۶۰ هزار دلار است و حقوق یک “مدیر- مهندس” حدود ۱۶۰ هزار دلار در سال است. در رده های کارشناسی(مهندسی)، مزایای شغلی چندان فعال نیست، مثلاً پاداش / مسکن / وام/ شراکت چندان معنی دار نیست در حالی که افراد دارای توان مدیریتی لازم است به هر نحو ممکن به عنوان سرمایه سازمان حفظ شوند. البته این موضوعات بیشتر در بخش خصوصی معنی دار است.

دومین تفاوت- سطح سازمانی و اجتماعی

تصمیم گیری  و تخصیص منابع توسط مدیران انجام می شود و مهندسان تصمیم سازی می کنند. گزارش تهیه می کنند، طراحی می کنند و یا محاسبه می کنند اما تصمیم نهایی با مدیر است. بنابراین سطح اختیارات و رده های سازمانی مدیران بالاتر است. جایگاه اجتماعی و شغلی رده های مدیریتی بالاتر است و کلاس کاری خود را دارند. معمولاً در جلسات و مراجعات سراغ مدیر می روند و دید اجتماع روی مدیران مثبت تر است و البته در رده هایی مثل مدیر عاملی این تفاوت جایگاه اجتماعی و شغلی معنی دار است.

سومین تفاوت- انرژی/ توان فکری و جسمی

شاید شوخی تلخی باشد اما می گویند مدیری که در پشت میر کار خود تا کنون دوبار سکته نکرده باشد مدیر نیست! این نشان دهنده حجم کار، استرس و فشاری است که یک مدیر به ازای مسئولیتهایش تحمل می کند. شاید مدیران صبح ها دیر بیایند اما این زمان را به فکر کردن نسبت میدهند. مدیرانی را دیده ام که به دلیل شدت کار آخر کار با آمبولانس از محل کار خارج شده اندو یا دچار مشکلات خانوادگی شدید شده اند. البته تعادل لازم است اما حجم کار و مسئولیتهای مدیران نسبت به مهندسان بیشتر است. مدیران لازم است از سلامتی جسمی برخوردار باشند، ورزش باید جزئی از برنامه ثابت آنها باشد. توان تحمل استرس را داشته باشند و به کارکنان خود استرس وارد نکنند. در کار مدیریتی؛ ذهن سیستمی، کل نگر و باز تری نسبت به فعالیتهای مهندسی مورد نیاز است.

چهارمین تفاوت- وظایف

وظایف یک مهندس بیشتر معطوف به دنیای تخصصی اش است. یک مهندس رایانه لازم است بسته به شغل خود مثلاً توان تعمیر سخت افزار ها را داشته باشد یا یک مهندس صنایع، وظیفه برنامه ریزی تولید یک خط مونتاژ را به عهده بگیرد، امایک مدیر لازم است کار مدیریتی کند. باید ۵ وظیفه اصلی مدیریتی را انجام دهد یعنی برنامه ریزی کند، سازمان به کار بدهد، منابع انسانی را انتخاب کند، هدایت و کنترل کند. و این کارها باید وقتش را پر کند.

پنجمین تفاوت – مهارتها

یک مهندس بسته به رشته خود مهارتهای متنوعی را کسب می کند مثل استفاده از نرم افزارها، حل مسائل مرتبط با رشته، طراحی اما یک “مدیر مهندس” بر اساس نظریه کاتز و کان لازم است مهارت فنی یعنی دانش نسبی در حوزه کاری، مهارت ادراکی یعنی شناسایی، حل مساله و تصمیم گیری داشته باشد، و از همه مهمتر مهارت انسانی یعنی توان کار با آدمها را داشته باشد.

ششمین تفاوت- دانش

دانش مهندسین بیشتر مربوط به رشته شان است در حالی که دانش مدیران معطوف به رفتار انسانی، استراتژی، منابع انسانی، مباحث مالی، آمار، مدلهای تصمیم گیری ، سیستم های اطلاعاتی ومالی است.

هفتمین تفاوت- ویژگی های شخصیتی

در اکثرموارد مدیران لازم است از لحاظ خصلتهای فردی بیشتر برونگرا باشند. هرچه به سمت رده های بالا می روند ریسک پذیری و توان شهودی (حس ششم و قدرت تصور) بیشتری داشته باشند. ریسک پذیر باشند. قدرت سازگاری و نگرش بلند مدت داشته باشند. در حالی که مهندسان، ممکن است به خصوص در رشته هایی مثل رایانه و صنایع؛ درونگرا، بیشتر عقلانی و اطلاعات محور و ناراضی از تغییر باشند و تمایلی به ریسک نداشته باشند. مدلهایی مثل MBTI ، آناگرام، DISCو پنج بزرگ راهنماهای خوبی برای شناسایی تناسب افراد با کار مدیریتی یا  مهندسی است.

هشتمین تفاوت- انسان محوری

ساده ترین تعریف مدیریت، کار با دیگران و از طریق دیگران است یعنی کار مدیریت، یک کار اجتماعی است و به شدت با آدمها سروکار دارد. بخش عمده ای از وقت یک مدیر را تعاملات، مذاکرات، جلسات و رفع اختلاف بین کارکنان پر می کند. مدیر باید تا حد معنی داری دانش انسانی یعنی روانشناسی، انگیزه شناسی؛ تاثیر گذاری و….بداند. در حالی که دنیای مهندسی؛ دنیای ایده ها، ماشین ها و مدلهاست و عامل انسانی بیشتر در حد یک متغیر است که بابد در طراحی به آن پرداخت و معمولاً مهندسان، از علوم رفتاری اطلاع چندانی ندارند. (موارد نقض هم داریم!)

نهمین تفاوت- هوش

مدیران بیشتر به هوش هیجانی نیاز دارند در حالی مهندسان بیشتر به دلیل بهره هوشی (هوش ریاضی و تجسمی) موفق هستند. رشد مهارتهای هوش هیجانی مانند مدل بار آن به شدت مورد نیاز مدیران است. کتایهای آقای گلمن راهنمای خوبی در این زمینه است.

دهمین تفاوت- اعتماد، امید و انگیزه

مدیران لازم روح به کالبد سازمان بدمند، افراد را امیدوار کنند و با روشهای مختلف به افراد انگیزه بدهند. شاید این سخت ترین کار یک مدیر باشد در حالی که مهندسان مسئولیتی در این زمینه ندارند و نگاهشان به مدیر خود است.

و در نهایت……

فراموش نکنیم مهندسان و مدیران مهندس  و سایر اجزای  سازمان لازم و ملزوم هستند، جایگاه شغلی همه ی حرفه ها برای اثر بخشی سازمان مورد نیاز است یعنی دید سیستمی را فراموش نکنیم. دوم این که مسیر تبدیل از مهندس به “مدیر مهندس” علاوه بر خصلتهای فردی نیاز به تحصیلات، دانش، حضور در محیط، مهارت، داشتن راهنما و مربی و از همه مهمتر استمرار و پشتکار دارد. و سوم، دیدگاهها و تجارب شما به غنای این مطلب کمک می کند، لطفاً، نظر بگذارید!

درباره دکتر فرشید عبدی

مقاله پیشنهادی

راه های مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری

تمرکز داشته باشید!
قسمت ششم انگیزه دار شدن

ذهن مغشوش، ده ها فعالیت انجام نشده و کار ناتمام، ضد انگیزه بسیار بزرگی است و از آن بدتر آنقدر مهلک است که می تواند علیرغم توانمندی شما را از پای در آورد. در آن واحد به چیزهای متنوعی فکر می کنیم. در یک زمان می خواهیم چند کار انجام دهیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *