۲ خرداد ۱۳۹۸
صفحه اصلی / امید / رکود،بحران و راهکارهای بقا در شرایط ناهموار
رکود،بحران و راهکارهای بقا در شرایط ناهموار

رکود،بحران و راهکارهای بقا در شرایط ناهموار

ارسال در تلگرام ارسال در لینکدین جهت دانلود PDF مقاله وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل صوتی وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل اینفوگرافی وارد حساب کاربری خود شوید

رکود،بحران و راه کارهای بقا در شرایط ناهموار


این روز ها در اکثر شرکت هایی که از آنها اطلاع دارم و یا برای دریافت مشاوره مراجعه می کنند یک جمله را فراوان می شنوم: رکود است و ما در بحران نقدینگی، بدهی، فروش و ریزش کارکنان و حتی ورشکسته گی قرار داریم. کاری نداریم که چه رخ داده و چه عواملی در آن تاثیر گذار بوده اعم از درونی و بیرونی و یا قابل کنترل و غیر قابل کنترل. موضوع این است که چه باید کرد؟

به قول باب ویتمن، برنده شدن در زمین صاف و هموار یک چیز است و پیروزی در کوهستان و هوای توفانی یک چیز دیگر. جهان هموار یک داستان دارد و دنیای ناهموار یک داستان دیگر. اول ببینیم چه مخاطراتی در شرایط رکود وجود دارد:

۱- عدم تمایل به اجرا:

در رکود و بحران، باید سرعت را کم کرد اما خط این است که کاملاً ترمز کنیم. توان اجرای ایده ها را از دست بدهیم. استراتژیها و راهکارها را فقط نگاه کنیم و دست به اقدامی نزنیم.

۲- بحران اعتماد :

گفتیم که در بحران سرعت را باید کم کرد و به قول استفان کاوی به سرعت اعتماد یا همان سرعت مطمئنه حرکت کرد. جاده پر دست انداز، باعث می شود شرکتها و آدمها، کمتر به هم اعتماد کنند و بنابراین مانع از شروع کارها و اجرای راه حلها شوند.

۳- فقدان تمرکز:

در دوران رکود منابع کمتر می شود، هر کسی باید چند کار را انجام هد و این مطلب در مورد مدیران چند برابر می شود. افزایش تنوع و حجم کارها، اغتشاش ذهنی تولید می کند و تمرکز را از بین می برد و با کاهش تمرکز، احتمال خوب انجام دادن کار، به شدت کاهش می یابد.

۴- ترس و وحشت فراگیر:

رکود اقتصادی، رکود روانی هم می آورد . از آن خطرناکتر سازمان ها و مدیران آنها، به مرحله”کمای ذهنی” وارد می شوند. وحشت از دست دادن همه چیز، خطر ورشکستگی و البته فقط بعد ذهنی آن و قبل از وقوع، مانند یک سکته مغزی، نیمی و بعدا تمام بدنه سازمان را “لمس” می کند یعنی از حرکت می اندازد.
اما چه باید کرد؟ همانطور که چهار خطر را عنوان کردیم، اکنون نیاز داریم که چهار اصل حیاتی برای “خروج از بحران” را مطرح کنیم:

۱- با تمام قوا و به بهترین شکل “اولویت ها” را اجرا کنید.

اهداف بلند مدت تهیه کنید. آنها را مرتباً پایش و بازبینی کنید. اهداف کوتاه مدت را مشخص کنید و مرتباً پیگیر حصول آنها به نتیجه باشید. مطمئن شوید همه اعضای سازمان، آن را درک کرده اند و به دقت براساس آن عمل می کنند. مهم است نظرمشاوران را در زمان مشخص اجرا کنید مثل این که وقتی به پزشک مراجعه می کنید باید داروها و قرصها را سر وقت بخورید تا درمان شوید.

۲- با سرعت اعتماد حرکت کنید

. هرچه اعتماد بیشتر باشد مسیر هموارتر می شود و و سرعت بیشتر، هزینه ها پایین می آید و مشتریان بیشتر جلب می شوند.

۳- برای مشتریان “ارزش آفرین “باشید

از این طریق با کمترین، بیشترین را بدست می آورید. روی بیشترین چیزی که مشتری می خواهد تمرکز کنید و از چیزهایی که مشتری نمی خواهد بکاهید.

۴- ریشه ترس را بخشکانید

آدمها وقتی دچار رکود روانی می شوند که حس کنند کنترلی برا آنچه برایشان اتفاق می افتد ندارند. سد ناامیدی باید شکسته شود و امید جانشین آن شود. روی چیزی تاکید کنید که امکان اثرگذاری بر آن را دارید. اگر هدفگذاری درست انجام شده باشد و برای افراد استراتژی و ماموریت مشخص شود، انرژی به جریان می افتد و ترس از بین می رود.
به دنیای عدم قطعیت و غیر هموار عادت کنید، مثل مسیر کوهستان و آب و هوای متغیر و به مهارتهای مورد نیاز این جهان جدید مجهز شوید.

*در تهیه این یادداشت از کتاب موفقیت دربحران، نوشته استفان کاوی و ترجمه خانم راد نژاد استفاده کرده ایم.

درباره دکتر فرشید عبدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *