۲ خرداد ۱۳۹۸
صفحه اصلی / انگیزه / داشتن الگو
قسمت سوم انگیزه دار شدن
راه های مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری

داشتن الگو
قسمت سوم انگیزه دار شدن

ارسال در تلگرام ارسال در لینکدین جهت دانلود PDF مقاله وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل صوتی وارد حساب کاربری خود شوید جهت دانلود فایل اینفوگرافی وارد حساب کاربری خود شوید

قسمت سوم – داشتن  الگو یا نمونه ی راهنما داشته باشید.

راه های مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری

مخصوص افرادی که جمعه عصر ها غم شروع یک هفته کاری دیگر را دارند…


داشتن  الگو یا نمونه ی راهنما داشته باشید.

دروازه بان تیم ملی در جام جهانی (علیرضا حقیقی)، سالها پیش از داشتن یک الگو و نمونه خبر داده بود، او گفته بود می حواهد عابد زاده شود. درخشش این بازیکن منجر به انتشار عکسی شد که شاید بهترین مثال حال حاضر و بومی برای یک روش مهم پیدا کردن انگیزه و حفظ آن باشد، بله! داشتن یک الگو، نمونه ، راهنما و…می تواند به شما نشاط و شور و انگیزه بدهد…

راههای مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری:3 / داشتن الگو
راههای مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری:۳ / داشتن الگو

در ورزش، توان این روش مشهود است، در باشگاه های معمولاً عکس ورزشکاران و قهرمانان مشهور نصب می شود تا آدمها از آنها الگو برداری کنند. معمولا، ورزشکاران موفق به داشتن الگو اشاره می کنند مثلاً همین آقای علیرضا حقیقی به یادگرفتن و سرمشق قرار دادن ناصر حجازی و عابدزاده اشاره کرده است. در هنر و به خصوص سینما، این الگوها به صورت عمومی معرفی می شوند و تقلید از آنها به عنوان سمبل، امری متداول است.
در متون ادبی و دینی هم تاکید زیادی بر داشتن الگو و راهنما شده است. پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک “اسوه” یعنی الگوی کامل مطرح شده اند و القاب امامان (ع) هم نشان دهنده الگوهای خاص رفتاری و اخلاقی است.
در دنیای کسب و کار هم الگوبرداری و سرمشق قرار دادن مدیران موفق امری متداول است. نامهایی مثل استیو جابز، جک ولش، مارک زوکر برگ، بیل گیتز، کنوسوکی ماتسوشیتا، وارن بافت، شیگو شینگه، تاایچی اونو و….و کتابهای شرح حال و شیوه مدیریت آنها، الهام بخش و انگیزه بخش هزاران مدیر و صاحب کسب و کار بوده است.
در تعدادی از تحقیقات مدیریتی نشان داده شده است که داشتن یک الگوی (کاری) مثبت منجر به تحقق استراتژی ها وکسب نتایج بهتر می شود و بالعکس داشتن نوع منفی آن، سبب ناکامی در کسب نتایج سازمانی خواهد شد.

اما الگو برای ما چه می کند؟ و اصلاً چه ربطی به انگیزه هایمان دارد؟

۱- آنها نشان می دهند، رسالت یا هدفی را که در نظر داریم، توهم و تخیل نیست و امکان پذیر است. هر چند این الگوها از لحاظ زمانی و مکانی به ما نزدیکتر باشند، قدرت الگوها برای اثبات امکان پذیری بیشتر است.
۲- آنها به ما می گویند چه باید کرد. چه مسیری را باید طی کرد و چه مراحلی برای نیل به هدف وجود دارد.
۳- آنها مستقیماٌ به ما انگیزه می دهند، وقتی متوجه پشتکارشان می شویم، وقتی متوجه شدت سختی هایشان می شویم، وقتی می بینیم، از صفر شروع کرده اند، وقتی می فهمیم که بارها شکست خورده و برخاسته اند و وقتی به ما توانمندهای عالیشان را نشان می دهند؛ همه و همه اسباب انگیزه ما می شود!
۴- هدایتها و راهنماییهای آنها، آنها به ما مسیر را نشان می دهد. چراغ راه هستند و نجات دهنده!
۵- رفتار و کردارشان متناقض نیست و به ما روحیه و قدرت اخلاقی می دهند.
۶- به ما نشان می دهند کجای کار هستیم، برای رسیدن به آنها، چه باید کنیم. فاصله مان چقدر است.
۷- موجب تحسین ما می شوند و خوشحال و با انگیزه می شویم وقتی آنها را می بینیم یا می شناسیم.
۸- به زندگی فردی و کاری ما معنا می دهند، چون زندگی و موفقیتهای آنها برای ارزشمند و غرور آفرین است.
۹- آنها تکیه گاه، روزهای سخت ما هستند.
۱۰- به ما انگیزه پیشرفت می دهند.
به عنوان تجربه شخصی، هر جا الگوی علمی، کاری یا زندگی فردی، مناسبی انتخاب کردم، پیشرفت کردم و انگیزه دار شدم و هرجا خلائی داشتم، یعنی الگو نداشتم، مسیر سنگلاخی را طی کردم یا موفق نبودم.
اولین و نزدیکترین الگوهای ما، والدین ما هستند و اینجا متوجه مسئولیت سنگین پدر و مادر می شویم. بعد نوبت به معلمین و استادان می رسد، بسیاری از ما تحت تاثیر قدرت الگو سازی آنها می شویم و چقدر خطر ناک است که این گروه مرجع نتواند نقش خود را ایفا کند. بعد به محیط کاری می رسیم، مدیران توانمند و موفق هم الگو می شوند. بسیاری از ما موفقیت و پیشرفت خود را مدیون یادگیری و استفاده از راهنماییهای آنها هستیم و روزهایی که با آنها کار کرده ایم و باز آنها راهنمایی گرفته ایم، بسیار با انگیزه شده ایم یا بوده ایم.

چند توصیه مهم :

۱- برای خود الگو پیدا کنید.
۲- شاید بسته به تنوع اهداف، نیاز به الگوهای مختلف داشته باشید.
۳- از کتابهای شرح حال، یا شیوه مدیریت و کسب و کار این الگوها استفاده کنید. اولین کتابی که در این زمینه خواندم، کتاب ” نه برای لقمه ای نان” نوشته ماتسوشیتا، صاحب شرکت پاناسونیک و شرح حال او بود که بسیار به من آموخت و اکنون دهها کتاب از این نوع وجود دارد.
۴- الگوهای بومی پیدا کنید، شرایط کسب و کار و زندگی در هر کشوری متفاوت است، و لازم است سرمشقهایی را پیدا کنیم که به نشان دهند در اینجا چه باید کرد. بازهم اولین کتابی که خواندم کتاب” کلید در وضعیت روشن ” بود و شیوه مدیریت یک مدیر ایرانی و اکنون تعداد کتابها بیشتر شده است به خصوص شرح حال کار آفرینان
۵- الگو را به عنوان مربی انتخاب کنید. به او دسترسی پیدا کنید و از او راهنمایی بخواهید.
۶- اگر در دسترس است هر چند وقت یک بار به او مراجعه کنید، سوال کنید، مسائل را بگویید، راهنماییهای او به شما انگیزه خواهد داد.
۷- فاصله خود را تا رسیدن به الگو حساب کنید و برای رسیدن به سطح او برنامه داشته باشید.
۸- تفاوتهای شرایط خود با الگو را متوجه باشید.
۹- از الگو دور نشوید..پیگیر فعالیتهای او باشید.
۱۰- هیچ الگویی مطلق نیست! فراموش نکنید.

شاید ندانید و برای عده ای الگو باشید، پس لازم است انگیزه داشته باشید و موفقیت کسب کنید!
تجربه شما چیست؟ آیا از این روش استفاده کرده اید؟ آیا نقش آن را در انگیزه پیدا کردن تایید می کنید؟ آیاالگوی کاری یا مدیریتی داشته اید؟ الگوهای بومی چطور بوده اند؟آیا الگو برای شما نقش مربی را ایفا کرده است؟
و آرزوی یک هفته کاری پرانگیزه و موفق

درباره دکتر فرشید عبدی

مقاله پیشنهادی

راه های مجانی انگیزه دار شدن برای یک هفته کاری

تمرکز داشته باشید!
قسمت ششم انگیزه دار شدن

ذهن مغشوش، ده ها فعالیت انجام نشده و کار ناتمام، ضد انگیزه بسیار بزرگی است و از آن بدتر آنقدر مهلک است که می تواند علیرغم توانمندی شما را از پای در آورد. در آن واحد به چیزهای متنوعی فکر می کنیم. در یک زمان می خواهیم چند کار انجام دهیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *